خاطرات 2 خواهر شکلاتی
سلاااااااام دوستای عجیجمون............. دلمون برای همتون تنگیده بود مارو که هنوز یادتونه؟؟؟؟؟؟ یا فراموشمون کردین؟؟؟؟؟ هاااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مدت زیادی وب تعطیل بود بخاطره مدرسه ها ولی الان میخوایم سفت و سخت مشغوله وب باشیم بچه ها یه سوالی ازتون داشتم کی میتونه برای وبمون هدر و بنر بسازه؟؟؟؟؟؟؟؟ سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام صدهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا هزااااااااااااااار سلام به دوستای عزیزمووووووووووووووووووووووون وایییییییییییییییییییییی نمیدوووووووونید چقدر دلمون براتون تنگ شده خیلییییییییییییییییی خیلییییییییییییییییی خیلییییییییییییییی زیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد خیلی ممنونیم از اونایی تو این مدت به یاد ما بودند و مارو فراموش نکردند خوب الانم پرنیان خانوم میخواد یه خاطره ی باحال دیگه اینبار تو مدرسه تعریف کنه ساعت ۸:۴۵ دقیقه زنگ تفریح خورد من رفتم تو حیاط با دوستم شمیم بعد که زنگ کلاس خورد من داشتم از پمه ها نیرفتم بالا با یه دختر برخورد کردم یعنی جلو راه همدیگه سبز شدیم اون میگفت تو برو کنار من رد بشم منم میگفتم تو برو کنا من رد بشم اول همینطور همدیگرو نگاه میکردیم هیچ کدوممون هیچ تکونی نمیخوردیم بعد من بهش گفتم نمیری کنار نه؟؟؟؟؟؟ بعد گفت نه منم گفتم باشه خودت خواستی من با اجازتون بدون هیچ خوشونتی با شکم مبارک اونو پرت کردم تو دیوار بعدش اونو یه هلی دادم تا جلو راهم دیگه نباشه بعدم بهش گفتم بای بای دختره از خجالت اب شده بود همه روش میخندیدن دختره ی لاغر مردنی میخواد حریفه من بشه تازه کلاس سوم راهنمایی هم بود من اولم ولی از اون به بد دوستام روم اسم گذاشتن شکمو چاقالو تو سری نخورده پری مری تازه گیا هم بهم میگن پرمنگولا میبینین تورو به خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ولی خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی حال داد اینم از خاطره ی پرنیان شکلاتی دوستون داریم تا اپ بعدی بای بای سلااااااااام دوستاییییییییییههههههههههههه من البته فقط ماله من نیستیدا ماله ابجیمم هستید نمیدونید چقققققققققدرررررررررر دلمون براتون تنگ شدهههههههههه دوستان عزیزم خیلی وقت بود که اپ نکرده بودیم ببخشید الانم که دیگه مدرسه ها شروع شده برای همین دیگه کمترمیایم ااااااااااااااااا راستیییییییییییییییی من پرنیانممممممممم الان دارم تو مدرسه اپ میکنم دوستون داریم خوبیدددددددددددددددددددد؟ ما اومدیم دوباره عیدتون مبارک با گشنگی چه کار کردید ها؟ بچه ها ما داریم میریم مسافرت ی ۲ هفته ای نمیایم.نکنه مارو فراموش کنیداااااااااااااااا.ما میایمااااااااا.دوست داریم وقتی اومدیم این جا شمارو ببینیم سوغاتی چی میخواید ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟زود باشید بگید دیگه دوستون داریممممممممم بای بای پرنیان جون پردیس جون برای ماندنش به خدا التماس کردم از خدا خواستم از حمایت ما رو بر نگرداند که من بی او هیچم نیمه شب ها برایش دعا کردم اه کشیدم ولی او رفت و خدا گریه هایم را نشنید و ندید و دعا هایم را نشنید و مورد اجابت قرار ندادو او را برد و ان زمان بود که من از همه و هر چه داشتم بریدم و های های گریستم و او رفت و من فقط ناظر رفتن او بودم رفتنی که هیچ امیدی به بازگشت ان ندارم ونخواهم داشت و امروز من او را برای همیشه از دست داده ام نه می توانم او را حس کنم و نه در آغوش بگیرم او رفت گر چه برایم همیشه ماندگار است میخوایم جواب مسابقه هفته ی پیشو بدیم ؟۷۵ نظر داشتیم ولی فقط یکیش درست بود اشکال نداره دوست جونااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟اسم شوتولاتمونم پردیس بود. بچه ها خیلی خوشحالمون کردید از این حضور پر رنگتون واقعا .... ما ۲ تارو فراموش نکنیدااااااااااااااااااا بازم بیاید خوبید دوستای خوبم؟؟؟؟؟؟؟ من اومدم....................... یکی دیگه از شتولاتا هم اومد ........................................................................................... میخوایم ی مسابقه بذاریم سوالمونو بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میخوایم حدس بزنید اسم شکلات دومی چیه؟ بذارید ی کمکی هم کنم .......... اسم شکلات اولی هم پرنیان بود... چه اسمی به اسم ابجیم میاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ زود باشید...........زود باشید............منتظریم...............منتظریم بعدن با اون یکی شکلاتم اشنا میشید روزه اول ماه رمضون بود من میخواستم روزه بگیرم موقع سحر بود خواهرم سحريمو برام اورد بعد گفت پرنيان زود باش بخور چيزي نمونده ها. بعد رفت به كاراش برسه من كه نميدونستم منظورش با اذانه من با خودم گفتم هنوز كه اذان نشده من بايد بعد از اذان سحري بخورم نه الان ديگه منم چيزي نخوردم. نزديكاي اذان شده بود خواهرم اومد پيشم گفت سحريتو خوردي منم گفتم بايد اذان بشه بعدن بايد بخورم خواهرم گفت.......پرنيان تو تازه نبايد بعد از اذان چيزي بخوري من كه گيج شده بودم نميدونستم چيكار كنم...... اومدم چهار تا چهار تا لغمه تو دهنم كردم.........داشتم خفه ميشدممممممم موقعي كه فقط چند ثانيه مونده بود به اذان صبح من يه خورده اب خوردم يك ثانيه فقط مونده بوده منم كه هنوز اب تو دهنم بود مجبور شدمممم......... خيلي معذرت ميخوام ابرو از دهم خارج كنم بعدش خيلي ناراحت بودم همش فكر ميكردم روزم باطل شده ولي با دلداري هاي خواهرم اروم شدم بعد اماده شدم براي خوندن نماز صبح
![]()
![]()


![]()
![]()
یواشکییییییی خوب من برم که الان معلمم میاد پرتم میکنه از کلاس بیرووون![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


سلام
سلام
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


سلام به دوستای گل خودمون
امیدوارم حالتون خوب باشه![]()
من پرنیان یکی از خواهرای شکلاتی هستم در خدمت شما![]()
![]()
حالا بریم سراغ خاطراتمون![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوستان عزيزم اميدوارم از اين خاطره ي زيبا و بيادموندني من خوشتون اومده باشه![]()

| [- DE$IGN -] |








